تبليغاتX

آیا به از این نمی توان بود؟
 

عکس هایی از تخت جمشید

بدرود تا درودی دیگر (روزنه)


 

نوشته شده توسط طلوع در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت 6:55 موضوع 5-گردشگری | لینک ثابت


یک میلیون کودک زندانی

سازمان ملل اعلام كرد:
يک ميليون کودک پشت ميله هاي زندان
جام جم آنلاين: يک مقام سازمان ملل متحد گفت: حدود يک ميليون کودک در سراسر جهان زنداني هستند.

به گزارش واحد مرکزي خبر ، کميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل گفت بيشتر کودکان زنداني از اقليتها يا گروههاي در معرض خطر هستند.

وي که قبلا در افريقاي جنوبي قاضي بوده است ، افزود: ميليونها زنداني نيز به صورت غير قانوني زنداني شده اند و يا آنکه با آنها در داخل زندانها بدرفتاري مي شود.

وي در «هفته کرامت و عدالت بازداشت شدگان» گفت: کودکان، بيشتر از ديگر زندانيان در معرض بدرفتاري قرار دارند.

کميسر حقوق بشر سازمان ملل افزود: در قرن بيست و يکم زمان آن فرا رسيده است که براي پايان دادن به نقض پنهان حقوق انساني کودکان موضع موثرتري اتخاذ شود. (جام جم-۱۲/۷/۸۷)


 

نوشته شده توسط طلوع در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 6:47 موضوع 8-ناهنجاری های اجتماعی(فقر-فساد-اعتیاد و بزهکاری) | لینک ثابت


نویسنده ای با درآمد 8800تومان در ثانیه !

بر اساس گزارش مجله اقتصادی فوربس، جی کی رولینگ، نویسنده بریتانیایی مجموعه داستانهای هری پاتر، با درآمد ثانیه ای پنج پوند (حدود 8800 تومان)، پردرآمدترین نویسنده دنیا در سال گذشته بوده است.خالق هری پاتر که سال گذشته 300 میلیون دلار درآمد داشت، اولین کتاب پرفروشش را درباره پسرک جادوگری به نام هری در سال 1997 منتشر کرد.در آمد خانم رولینگ شش برابر نفر بعدی او در فهرست پر در آمدترین ها، یعنی جیمز پترسون، نویسنده داستانهای پلیس است. یکی از سخنگویان مجله فوربس می گوید: "جادوگری، جی کی رولینگ را از مادری تنها و فقیر که با کمک هزینه دولتی زندگی می کرد، تبدیل به نویسنده میلیاردر کتابهای پر فروش کرد."


 

نوشته شده توسط طلوع در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 6:30 موضوع 2-توسعه علمی و فرهنگی | لینک ثابت


استفاده از امکانات

 

   صد نردبان امکانات داریم اما دریغ از یک لحظه تفکر !!

خیلی وقتها از امکانات ، منابع ، سیستم ها و روشهای در اختیار  به درستی استفاده نمی کنیم و از پایین بودن کارایی و  بهره وری نالان هستیم.

 
    نویسنده: امیدرضا ریاحی


 

نوشته شده توسط طلوع در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 7:10 موضوع 4-توسعه انسانی-مدیریت-حقوق شهروندی و کرامت انسان | لینک ثابت


ضرورت کنترل دخانیات در ایران

بنابر تخمین سازمان جهانی بهداشت سالیانه ۵/۵ میلیون نفر به علت ابتلا به بیماریهای ناشی از استعمال دخانیات در جهان می میرند. براساس تخمینهای موجود این رقم تا سال ۲۰۲۰ به ۱۰ میلیون مرگ در سال افزایش خواهد یافت که ۷۰٪ آن در کشورهای در حال توسعه کشورهایی نظیر ایران بروز خواهد نمود.  ۷۰٪ جمعیت کشور در گروه سنی زیر ۳۰ سال زندگی می کنند.  یعنی دوره های کودکی، نوجوانی و جوانی که شایع ترین سنین آغاز استعمال دخانیات هستند . اگر امروز کاری نکنیم، به زودی شاهد شیوع انفجاری استعمال دخانیات در میان نوجوانان و جوانان کشور خواهیم بود که هدف اصلی شرکت های تولید کننده مواد دخانی هستند. بیایید دست به دست هم دهیم تا مانع اعتیاد عزیزانمان به مواد دخانی شویم. شاید نوجوان سیگاری بعدی فرزند، برادر، یا خواهر شما باشد.
نوشته : حسن آذری پور ماسوله)


 

نوشته شده توسط طلوع در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 6:22 موضوع 8-ناهنجاری های اجتماعی(فقر-فساد-اعتیاد و بزهکاری) | لینک ثابت


کار تیمی


( منبع:امیدرضا ریاحی)


 

نوشته شده توسط طلوع در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ساعت 7:11 موضوع 4-توسعه انسانی-مدیریت-حقوق شهروندی و کرامت انسان | لینک ثابت


آیا نمی توانیم فرهنگ رانندگی خود را اصلاح کنیم؟!

شوخي نيست که يک ملت هر ساله حدود ۳۰۰ هزار نفر از افراد خود را کشته يا مجروح کند چون دارد به سر کار، مهماني، خريد و يا مسافرت مي‌رود. تنها در دوران پس از انقلاب، لااقل 700 هزار قبر براي کشته‌هاي رانندگي حفر شده و دست کم 15 ميليون نفر مجروح شده‌اند که تعدادي از آنان بايد باقي عمر را بر روي تخت و يا ويلچر بگذرانند. (فقط تصادفات جاده‌اي سالهاي 77 تا 83، 500 هزار معلول مادام العمر بر جاي گذارده است. (خبرگزاري مهر، 16 دي 84).

کاش تبعات مسأله فقط همين بود؛ از ديگر نتايج حاصل از اين نحو به اصطلاح «رانندگي» در اين چند دهه، به زندان افتادن افراد بسياري به جرم قتل غير عمد، هزاران ميليارد تومان زيان اقتصادي (سالانه 8 هزار ميليارد تومان)، تشکيل ميليون‌ها پرونده قضايي و اتلاف ميلياردها ساعت وقت بوده است. طبق آمار، حدود ۷۰ درصد کشته‌هاي تصادفات سرپرست خانوار بوده‌اند و فقط خدا مي‌داند که با از دست رفتن نان آور خانواده‌ها چه بر سر بازماندگان آمده و مي‌آيد.

به راستي ما را چه شده است که يکي از بي فرهنگ ترين مردم دنيا در رانندگي از آب درآمده ايم؟ به طوري که در کنار معرفي جاذبه‌هاي گردشگري در ايران، «هشدار جدي نسبت به رانندگي خطرناک ايرانيان» يکي از بخش‌هاي جدايي ناپذير کتابچه‌هاي راهنماي جهانگردان است؟ مگر ما چگونه رانندگي مي‌کنيم که فيلم رانندگي و نيز نحوه عبور عابران در ايران، تبديل به يکي از انواع کليپ هاي پربيننده و خنده‌دار در اينترنت با صدها هزار بيننده شده و آبروي «شيعه» و «ايراني» را يک جا به حراج گذاشته‌ايم؟ هر چه هست ما اصلاح ناشدني نيستيم و الاّ ايستادن خودروها در پشت خط عابر پياده و نيز بستن کمربند ايمني، امروز در ميان ما فراگير نشده بود...
به نظر مي‌رسد يک عامل اساسي که چنين ما را گرفتار کرده، اين است که در ايران اساسا از ابتدا کلمه «رانندگي»، غلط معنا شده است...

رانندگي در دنيا يک امر «جمعي» است ولي در ايران يک امر «فردي» تلقي مي‌شود. رانندگي در ايران يعني «مي خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان ديگر، «رقيب» من هستند و من نبايد از رقبا عقب بمانم...هر فضاي خالي که پيدا شد بايد زودتر از ديگران آن را پر کنم.

چنين است که رانندگي ايراني يعني «چپاندن خودرو يا موتور در اولين فضايي که خالي مي‌شود»؛ يعني «رفتن از هر مسير ممکن نه از مسير تعيين شده»؛ حاصل اين نوع رانندگي چنين تصويري است:

گر چه اتومبيل سال‌هاست وارد ايران شده، اما تعريف رانندگي، چه رسد به فرهنگ آن، هنوز وارد کشورمان نشده است.

«رانندگي صحيح» نوعي مشارکت در يک امر جمعي است. اين «جريان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد مي‌رساند نه به اصطلاح «زرنگي» او. «رانندگي صحيح» که نوعي مشارکت در يک امر جمعي است به معناي «هدايت خودرو خود در جاي صحيح در بين خودروهاي ديگر» است. بنابراين، اينکه خودرو فرد در بين دو خودرو جلويي جا مي‌شود يا نه، تأثيري در نحوه رانندگي صحيح ندارد... وقتي در جامعه‌اي اين نگرش به رانندگي حاکم باشد، يعني هر کس قبل از آنکه به رسيدن به مقصدش فکر کند به دنبال مشارکت در حرکت جمعي خودروها باشد، اين نظم در عمل چنين خود را نشان مي‌دهد:

با اين روش:
1. سرعت حرکت خودروها چند برابر مي‌شود.
2. احتمال تصادم اتومبيل ها به شدت کاهش مي‌يابد.
3. در صورت تصادف، با توجه به مسير خالي در دو طرف، خودروهاي پليس و آمبولانس به سرعت به محل رسيده راه را باز مي‌کنند.
4. در صورت پنچر شدن يا خرابي يک ماشين، به دليل وجود فضاي کافي راه بندان پديد نمي‌آيد.
5. از همه مهم تر، رانندگان با اعصاب راحت رانندگي مي‌کنند. ديگر لازم نيست که آنان در هر لحظه چهار طرف را مراقبت کنند تا مبادا سپر يا آينه اتومبيل کناري به اتومبيلشان برخورد کند يا از عقب کسي به آنها بزند...

همچنين کسي که مي‌خواهد در بزرگراه به راست بپيچد از صدها متر جلوتر در مسير تعيين شده قرار مي‌گيرد و خالي بودن باند کناري، او را به قانون شکني نمي‌کشاند. (البته اعمال شديد قانون نقش خود را دارد که محل بحث در اينجا نيست):

ترافيک در همه شهرهاي بزرگ دنيا وجود دارد. وقتي بناست چند صد هزار يا چند ميليون نفر در ساعت معيني به سر کار بروند خود به خود ازدحام پديد مي‌آيد. اما تفاوت ترافيک شهرهاي بزرگ دنيا با ترافيک تهران اين است که در کلانشهرها ترافيک باعث «تأخير» است. اما در شهري مثل تهران چون رانندگي يک امر فردي است نه جمعي، ترافيک فقط موجب تأخير نيست، موجب «کلافگي» و «خرد شدن اعصاب» هم هست...

اما پرسش مهم اين است که براي اصلاح وضع موجود عملا از کجا بايد آغاز کرد؟

براي روشن شدن مطلب بايد توجه کرد که رانندگي ايراني، اصطلاحات خاصي هم به دنبال آورده است که در کتابهاي آموزش رانندگي هيچ کشوري اصلا «وجود ندارد»؛ اصطلاحاتي مانند «راه گرفتن » و يا «رد کردن». «راه گرفتن» يعني جلوي ديگري را بگير تا خودت بتواني بروي. به دليل نبود پاره‌اي مقررات در ايران (مثلا قانون حق تقدم هنگام گردش به چپ) مجبوريم تا مي‌توانيم وسيله نقليه خود را جلوتر و جلوتر ببريم تا خودرو مقابل چاره‌اي جز راه دادن به ما نداشته باشد.

همچنين «رد کردن» را وقتي به کار مي‌بريم که خودرو خود را از فاصله بسيار نزديک از کنار اتومبيلهاي ديگر يا پاي يک عابر عبور مي‌دهيم. پس در هر دو اصطلاح «راه گرفتن» و «رد کردن» که مختص به رانندگي ماست، معناي «نزديک شدن شديد به خودروها يا عابران» نهفته است.

حال چرا بدون «راه گرفتن» و «رد کردن» نمي‌توان در ايران رانندگي کرد؟ نکته اصلي اينجاست: اساسا «رعايت فاصله» که عنصري بسيار اساسي در رانندگي است در کشور ما هيچ جايگاه و تعريف مشخصي ندارد. اگر راننده سپرش را از يک ميليمتري زانوي عابر رد کند، تخلفي مرتکب نشده؛ اگر پشت چراغ قرمز اتومبيل ها پنج سانتيمتر از هم فاصله داشته باشند قانون رعايت شده؛ وقتي يک موتورسيکلت با فاصله 30 سانتيمتر در پشت سر يک خودرو حرکت مي‌کند خلاف قانون مرتکب نشده و عملا تخلف محسوب نمي‌شود. بايد حتما به اصطلاح «بخورد و صدا بدهد» تا اتفاقي افتاده باشد.

البته طبق قانون رانندگان موظفند «فاصله ايمن» را رعايت کنند، ولي اين از همان کلي گويي هايي است که مصاديقش نه تعريف شده و نه به مردم آموزش داده شده است و نه رعايت نکردن آن به چشم کسي مي‌آيد، زيرا همه عادت کرده ايم چفت در چفت يکديگر حرکت کنيم...

براي اينکه ببينيم جزئيات رعايت فاصله چگونه در ديگر کشورها يک به يک به رانندگان آموزش داده شده و چگونه اعمال قانون مي‌شود مناسب است نمونه‌هايي در اينجا آورده شود.

وقتي سرويس مدرسه براي پياده و سوار کردن دانش آموزان توقف مي‌کند خودروهاي پشت سر موظف به رعايت فاصله 20 متري هستند (عکس زير از آيين نامه رانندگي يک کشور خارجي است). تخطي از اين قانون حتي براي اولين بار، علاوه بر 400 دلار جريمه، تعليق گواهينامه براي شش ماه را در پي دارد.

هنگام گردش به راست حق با عابر است و راننده بايد حدود دو متر از خط عابر فاصله بگيرد. به خاطر اعمال قاطعانه اين قانون است که اين عابر (عکس زير) چنين آسوده عرض خيابان را طي مي‌کند. او به روبه‌رو نگاه مي‌کند نه به خودرو، زيرا مي‌داند سپر اتومبيل از دو متري به او نزديک تر نخواهد شد:

حال تا اندازه‌اي معلوم مي‌شود که چرا در کشور ما اين مقدار تصادف رخ مي‌دهد و چرا بيشترين کشته‌ها در ميان عابران پياده در ايران يا «سالمند» هستند و يا «کودک»؛ تا کسي حرکات شبه آکروباتيک بلد نباشد نمي‌تواند خود را از اتومبيل ها و موتورسيکلت هايي که چفت در چفت يکديگر و با فاصله سانتيمتري و گاهي ميليمتري از کنار عابران مي‌گذرند نجات دهد.

بنابر آنچه گفته شد، نقطه شروع اصلاح رانندگي در ايران، آموزش فاصله گرفتن از يکديگر است؛ چه فاصله خودرو از خودرو که با حرکت بين خطوط حاصل مي‌شود و چه فاصله گرفتن عابر و خودرو از يکديگر، و چه فاصله گرفتن از خودروهاي امداد...

نکات در مورد کاستي‌هاي رانندگي در ايران بسيار است. از جمله:

▪ در کشوري که بالاترين کشته را در تصادفات مي‌دهد يک کارخانه خودروسازي اجازه مي‌يابد که پرفروش ترين و در عين حال آسيب پذيرترين خودرو کشور را بدون کيسه هوا و ABS و لوازم ايمني ديگر روانه بازار کند. اين نشان مي‌دهد که رانندگي و کشته هايش هنوز براي برخي سياستگذاران تبديل به يک دغدغه اساسي نشده است.

▪ نبايد برخي عجولانه نحوه عجيب رانندگي در ايران را با اموري از قبيل چند برابر ظرفيت بودن تعداد خودروها يا تنگ بودن برخي معابر توجيه کنند. البته به دنبال حل اين مشکلات هم بايد بود. اما اينها تنها مي‌توانند دليل «ترافيک» باشند، نه دليلي براي رانندگي بي‌قانون رانندگان يا عبور بي‌قانون‌تر عابران. از اين روست که نحوه رانندگي، در شهرهاي کوچک هم يک معضل است.
▪ از تابلوهاي ورود ممنوع و يک طرفه که بگذريم تابلوها نقشي در رانندگي شهري ندارند.

تابلوي «ايست» در ايران کاملا بي معناست و اين نقش به سرعت گيرها واگذار شده است. در حالي که با توجه به شرايط محيطي هر کوچه و نيز خيابان، تابلوهاي حداکثر سرعت بايد لااقل در ابتداي آنها نصب شود... ما با تکيه بر ذکر حداکثر سرعت شهري در آيين نامه، همه کوچه‌ها و خيابانها را به امان خدا رها کرده ايم و هر کس زورش رسيده يک سرعت گير سيخي يا ميخي و غير آن با ارتفاع دلبخواهي در کوچه خودش قرار داده است...

▪ از چند انيميشن که بگذريم رسانه ملي آموزش مصداقي رانندگي را مورد توجه قرار نداده است. کاش برنامه‌هايي مانند «سفر به خير» که غالبا به کلي گويي مي‌گذرند طريق صحيح و نيز خطاهاي رايج رانندگي را قدم به قدم به مردم يادآور مي‌شدند. گاهي چند آموزش تصويري (مانند مورد زير) مي‌تواند از دهها توصيه گفتاري در بهبود اوضاع مؤثرتر واقع شود:

با وضعي که در آن به سر مي‌بريم، آموزش رانندگي آنقدر اهميت دارد که اگر رسانه ملي هر روز برنامه‌هاي شش شبکه تلويزيون را همزمان قطع کرده و چند ثانيه‌اي به اين آموزشها اختصاص دهد کاري عادي انجام داده است.

▪ تصور بسياري از ما از تصادف شديد، دو ماشين له شده است و بس. شايد اگر با هشدار قبلي تصوير بانوي بارداري که با صورت خون آلود در ميان آهن پاره‌ها گرفتار شده و فرياد مي‌زند و يا تصوير کودکي که با کيف مدرسه به گوشه‌اي ازخيابان پرتاب شده نمايش داده شود، کمي از بلاي «تعجيل براي هيچ» که در رانندگي و غير رانندگي مانند بختک به جان ما ايرانيان افتاده، رهايي يابيم...
( نوشته : شهریار مزیدآبادی)


 

نوشته شده توسط طلوع در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ساعت 6:50 موضوع 6-فرهنگ رانندگی | لینک ثابت


واردات 45درصدی گندم مصرفی کشور


 

 

در حالی که چهارسال پیش جشن خودکفایی در تولید گندم با پیام رهبر جمهوری اسلامی همراه شد، اینک خبرها حکایت ‏از وارد کردن 45 درصد گندم مورد نیاز کشور از خارج و به خصوص از آمریکا دارد. درست در چنین شرایطی است ‏که در راهروهای مجلس هشتم که در زمان کوتاه خود رکوردار طرح استیضاح و پس گرفتن امضای نمایندگان است، ‏باز زمزمه هایی در مورد استیضاح وزیر کشاورزی شنیده می شود. ‏

در همین راستا روز گذشته جبار کوچکی‌نژاد در گفت و گو با سایت آفتاب از بحث استیضاح وزیر کشاورزی خبر ‏داد:" حدود 30 نفر از نمایندگان از استان‌های مختلف طرح استیضاح وزیر را امضاء کرده‌اند."‏

نماینده رشت در مجلس درباره علل این استیضاح نیز افزود:"امسال حدود 5 میلیون تن واردات گندم داشتیم و در بخش ‏چای نیز با توجه به اینکه انتظار اقدامات و سامان‌دهی بود همچنان چای‌کاران در این بخش دچار مشکلات جدی هستند ‏و بسیاری از باغات چای تاکنون از بین رفته است و این صنف ورشکست شده‌اند‎.‎‏ بر این اساس آقای اسکندری به ‏دعوت کمیسیون کشاورزی یک بار جهت پاسخ به پرسش‌ها به این کمیسیون آمد. اما نمایندگان دعوت‌کننده پاسخ ‏قانع‌کننده‌ای از وی نگرفتند که پس از آن قرار شد 2 الی 3 ماه به وزیر فرصت داده شود که هم‌اکنون آن فرصت هم ‏طی شده اما نارسایی‌ها در بخش کشاورزی همچنان پابرجاست."‏

بنا به گفته این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس "این استیضاح هنوز تقدیم هیأت رییسه مجلس نشده" و قرار است ‏درخواست‌کنندگان استیضاح چند جلسه‌ای با هم داشته باشند تا در نهایت به یک تصمیم قطعی در این زمینه برسند.‏‎ ‎کوچکی‌نژاد با اشاره به آغاز کار مجدد مجلس پس از تعطیلات گفت که:" از امروز (یکشنبه) جلسات ‏درخواست‌کنندگان استیضاح وزیر کشاورزی جهت اتخاذ یک تصمیم نهایی برگزار خواهد شد."‏

با اینکه این نماینده مجلس ابراز امیدواری کرده که«موضوع استیضاح جدی مطرح شود» اما در سه ماه فعالیت مجلس ‏هشتم ، این مجلس در استیضاح وزرا کارنامه عجیبی داشته است. در واقع تنها چند روز پس از آغاز به کار، ابتدا ‏نمایندگان این مجلس از استيضاح پنج وزير خبر دادند: وزرای آموزش و پرورش، بازرگاني، نيرو، بهداشت و درمان و ‏ارتباطات و فناوري اطلاعات. با این حال مجلس تنها توانست برای استیضاح وزير آموزش و پرورش به امضاهای ‏کافی برسد که آن نيز ‏در عمل منتفي شد.‏در واقع پیش از آنکه جلسه استیضاح برگزار شود ، یک به یک نمایندگان از ‏این کار منصرف شدند.برخوردی که در ارتباط با دیگر وزیران و حتی در قضیه پرسش از شخص احمدی نژاد به شیوه ‏ای رایج بدل شد:جمع آوری امضا، راه اندازی فضای مطبوعاتی و تبلیغاتی و سپس باز پس گیری امضاها.‏

‎سه سال ، پای استیضاح‎

محمد رضا اسکندری که از ابتدای دولت احمدی نژاد به عنوان وزیر جهاد و کشاورزی با کابینه همراه شدو پس از ‏اجرای طرح خودکفایی تولید گندم ، از سوی آیت الله خامنه ای هم مورد تقدیر قرار گرفت، از جمله وزرایی است که ‏طی سه سال فعالیت دولت نهم همواره از سوی نمایندگان مجلس تهدید به استیضاح شده است.‏

او را می توان اولین وزیر دولت نهم نامید که پای استیضاح رفت .چرا که این وزیر 49 ساله قرار بود با امضای چهل ‏نماینده مجلس هفتم استیضاح شود. استیضاح کنندگان او دو دلیل داشتند: اول اهدای سکه های طلا به اعضای کمیسیون ‏کشاورزی مجلس و دوم گرانی ها. سرانجام استیضاح اولین وزیر کابینه در مهرماه برگزار شد. اما از میان۲۴۷‬ نماینده ‏مجلس ،‎ ‎‏۱۴۹‬نماینده به اسکندری رای دادند تا او همچنان وزیر بماند. ‏

اما در سال دوم فعالیت نیز این وزیر بار دیگر با زمزمه استیضاح مواجه شد. بیش از سی نماینده او را به دلایل ‏‏"مدیریت غیر تخصصی نیروی انسانی و عزل و نصب های غیر قابل دفاع بر این اساس باندی عمل شدن در عزل و ‏نصب ها مخصوصا عزل و نصب های استانی، اعمال تبعیض در برخی طرحهای مدیریتی" نامه استیضاح او راامضا ‏کردند. اما این بار هرچند رییس جمهور هم از وزیر جهاد کشاورزی خواست در صورت اصرار نمایندگان مجلس برای ‏طرح استیضاح استعفا کند  تاکار به طرح استیضاح در صحن علنی مجلس کشیده نشود، اما این استیضاح اصولا در ‏مجلس مطرح نشد تا او همچنان در کابینه بماند. ‏

 اینک همزمان با سومین سال فعالیت دولت، زمزمه های استیضاح سه باره این وزیر از نمایندگانی شنیده می شود ‏که تاکنون سابقه چند بار پس گرفتن امضای خود را دارند. ‏

‎از خودکفایی تا واردات‎

عملکرد اسکندری در کشاورزی ایران با انتقادات زیادی همراه بوده است. او در حالی در زمان دولت خاتمی مسئول ‏طرح خودکفایی در تولید گندم بود که پیش از آن در سال ۱۳۷۷ ، ايران با وارد کردن شش ميليون و ۸۰۰ هزار تن ‏گندم بزرگ ترين وارد کننده گندم جهان شد و سه سال بعد از آن نيز به طور متوسط سالانه چهار ميليون تن گندم خارجی ‏وارد کرد‎.‎

پس از این بود که ايران برای دستيابی به خودکفايی گندم، در چند سال بعد اعتبارات و منابع مالی گسترده ای اختصاص ‏داد و حتی با هدف خود کفايی در توليد گندم برنامه ریزی کرد تا توليد سالانه خود را به ۱۷‏‎ ‎ميليون تن در سال برساند؛ ‏در همان مقطع کارشناسان زیادی برای این طرح انتظاری جز شکست نداشتند. اما شاید کسی انتظار هم نداشت که ایران ‏بار دیگر به یکی از بزرگ ترین واردکنندگان گندم در دنیا تبدیل شود‎.‎

روزنامه اعتماد و دو سایت شهاب نیوز و تابناک با انعکاس این موضوع ، خبرداده اند که ایران در ماههای اخیر نه تنها ‏واردات گندم را از سر گرفته است بلکه بخش قابل توجهی از این گندم از آمریکا خریداری می شود. هرچند مسعود ‏میرکاظمی، وزیر بازرگانی در پاسخ به سوالی مبنی بر خریداری حدود 1 میلیون تن گندم از آمریکا، اظهار داشته که ‏‏"ما از کشورهای اروپایی و همچنین کشورهایی نظیر کانادا گندم خریداری می کنیم. اما تاکنون به طور مستقیم از ‏آمریکا گندم خریداری نکرده ایم" ولی وزارت کشاورزی آمریکا رسما اعلام کرده: "ایران برای نخستین بار در 27 سال ‏اخیر یک میلیون و 180 هزار تن گندم به صورت مستقیم از این کشور خریداری کرد‏‎.‎‏"‏

بر اساس اعلام وزارت کشاورزی آمریکا ، ایران یک میلیون و 180 هزار تن گندم برای سال 2008 تا 2009 میلادی ‏از آمریکا خریداری کرده است‎. ‎این میزان گندم 5 درصد از کل تولید این محصول در کشور آمریکا را شامل می شود. ‏آخرین باری که ایران از آمریکا گندم خریداری کرد، به سالهای ‏‎1981 ‎و 1982 برمی گردد‏‎.

(منبع:نخستین نیوز-۹/۷/۸۷)


 

نوشته شده توسط طلوع در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 7:22 موضوع 1-توسعه اقتصادی(جایگاه ایران در کاروان توسعه بشری) | لینک ثابت


تصاویری از جنگل ابر در استان سمنان

پاييز جنگل ابر

 

کمپينگ تور دالاهو در جنگل ابر( تيرماه 87)

 

بدون شرح!

 

بدون شرح

 

 

بدون شرح

 

روستاي شيرين آباد

 

آبشار شيرآباد
 

(منبع:روزنه)


 

نوشته شده توسط طلوع در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 18:40 موضوع 5-گردشگری | لینک ثابت


این اشرف مخلوقات است یا اذل موجودات ؟!

 به سیمای این مرد بنگرید . در ژرفای نگاه حسرت بار او فرو روید. دست و لباس و هیئت او را دقیق تماشا کنید . آن گاه با من هماوا شوید :

     خدایا ! این است آن انسانی که تو او را اشرف مخلوقات قرار دادی ؟!  

    پروردگارا ! آیا مصداق آیه " لقد کرمنا بنی آدم " همین است ؟! کجا رفت آن کرامت ذاتی و آن عزت خدادادی ؟!

    آفریدگارا ! آیا آن انسانی که به گاه آفرینش او به خود تبریک گفتی : " تبارک الله احسن الخالقین " همین موجود ذلیل و بدبخت است ؟!

      معبودا ! آیا مصداق : " رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند " همین موجود علیل و فلک زده است ؟! آیا به همین" جا "باید می رسید ؟!

      خداوندگارا ! هم اکنون کدامین دیده  چشم به راه او و کدامین آغوش گرم در انتظار اوست ؟!

     خالقا ! آیا مسجود ملایک تو که به امر تو همه اورا سجده کردند  همین همین لاشه مطرود است ؟!

     الها ! آیا شیطان به خاطر سجده نکردن به این موجود مطرود ابدی درگاه تو قرار گرفت ؟! 

     خداوندا ! آیا آن آفریده کوچکی که جهان بزرگی در وجود او نهفته بود همین موجود تیپا خورده وامانده است ؟! همان که علی (ع) در باره اش گفت :

   "  اتزعم انک جرم صغیر / و فیک انطوی العالم الکبیر "

     ای انسان ! تو مپندار که موجود کوچکی هستی / در حالی که جهان بزرگی در وجود تو نهفته است .

     یا رباه ! آیا آن " ناس " ی که ارزشمندتر از کان های زر و سیم است همین دردمند عاجز است ؟! همان که پیامبر بزرگ تو گفت : "الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه ". مردم مانند معدن هایی چون معادن طلا و نقره هستند . ( که باید آنان را کشف کرد ).

     ....و  بارالها ! آیا " خلیفه الله " و جانشین تو در زمین و  همین درمانده ناتوان است ؟!

     ولی  نه ! خدایا ! این تویی که اکنون باید بر سر  من و همه شهروندان و -به ویژه -بر سر  متولیان این جامعه فریاد برکشی  که :

    " هر انسانی بر فطرت پاک الهی خود (یکتاپرست و با کرامت ) آفریده می شود این پدر و مادر و متولیان جامعه هستند که او را با سلیقه های کژاندیش خود به کژراهه ها می رانند ."

        ... پس بیاییم امروز به داد نسل فردا برسیم . " فردا " یی که "فرد "های  امروز آن را خواهند ساخت !


 

نوشته شده توسط طلوع در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 6:19 موضوع 8-ناهنجاری های اجتماعی(فقر-فساد-اعتیاد و بزهکاری) | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting


My blog is worth $0.00.
How much is your blog worth?

>